از ميان همه تصميماتي كه در زندگي خود ميگيريد، فقط معدودي از آنها بسيار با اهميت هستند، مثل انتخاب همسر كه ميخواهيد عمري با او زندگي كنيد.
يك انتخاب اشتباه ميتواند زندگيتان را تباه كند، باعث شود روز و شب را در نوميدي و ناكامي بسر بريد، شما را افسرده يا نگران كند، يا در شرايطي قراردهد كه نه تنها سلامت روانيتان در خطر افتد بلكه سلامت جسمي تان هم تحليل رود. همين طور ممكن است وضع اقتصاديتان نابسامان شود يا شايد هم در معرض بد رفتاريهاي جسمي يا زباني قرار گيريد،يا بهعنوان همسري ناموفق درگير مسائل فرزندي شويد كه به تنهايي بايد از پس مشكلات او هم بر آييد.
پيامدهاي يك انتخاب غلط و نارضايتي از زندگي زناشويي و يا حتي فرو پاشي آن، نه تنها زندگي شخصي خودتان را نابود ميكند بلكه دود آن به چشم نسل بعدي كه از شما پاميگيرد هم خواهد رفت.
بنا بر اين، با انتخاب درست و عاقلانه شريك زندگي خود، لطف و كمك بزرگي بهخود ميكنيد. بله، شما نيازمند يادگيري برخي مهارتهاي ارتباطي پايه نظير حل مسئله و رفع اختلافات هستيد.
اما شما در عين حال، به همسري نياز داريد كه در تمامي امورهمراهي و همدلي خوبي با شما داشته باشد و بهاصطلاح يارغارتان باشد؛ يعني با او احساس نزديكي و يكدلي كنيد.شما خانمها و آقايان جالب است كه بدانيد در ميان شاخههاي مختلف علوم، علمي هم به نام علم يا دانش همسر گزيني وجود دارد.
روابط و مناسبات بين انسانها، به ويژه همسران، پديدههايي مرموز يا پر راز و رمز نيستند كه بهدنبال درخشش جرقهاي جادويي وارد زندگي شما شوند، چيزي كه گاهي به آن كيمياي عشق هم ميگويند و هيچ ارتباطي هم به داشتن يا نداشتن استعداد خاصي براي ايجاد يك پيوند ابدي ندارد.
عشق به هيچ وجه كور نيست. داشتن روابط سالم در زندگي مشترك، در واقع بر پايه عشق، اعتماد و اطمينان، تعهد، صميميت و تعلق خاطر به يكديگر استوار است.
و بالاخره اين كه در يك رابطه عاشقانه است كه جاذبه روابط زناشويي و تماسهاي احساسي و عاطفي شما تعالي مييابند.در اين جا، پنج عامل تعيينكننده ارائه ميشود كه روابط شمارا استحكام و دوام ميبخشند. مشكل اين است كه اين پنج عامل بايد همزمان و هماهنگ رشد و تكامل يابند و شما در اين كار بايد از دل و جان مايه بگذاريد.
بنابراين، هرگز اجازه ندهيد كه يكي از اين پنج عامل خيلي بيشتر از ساير عوامل در اين مسير روبه رشد جلو افتد. اين پنج عامل عبارت اند از:
شناخت ، اعتماد، اتكاء، تعهد و در گير شدن عواطف و احساسات.
بنا بر اين، هرگز نگذاريد كه روابطتان فراتر از ميزان تعهد و وفاداري تان پيش رود و براي طرف مقابل خود هم حد و حدودي از تعهد و وفاداري قائل شويد كه بهاصطلاح در حيطه اعتماد و اطميناني كه به شما نشان ميدهد بگنجد. از همسر خود به اندازه اعتمادي كه به او داريد، توقع داشته باشيد ؛ يعني به طرف مقابل خود به اندازه شناختي كه از او داريد اعتماد كنيد. دكتر جانوندر ادامه ميگويد: اگر از اين منطقه سالم و امن پا فراتر نهيد، آن گاه به خاطر عشق و علاقهاي كه به شخص مورد علاقه تان داريد، دچار غفلت ميشويد و مسائل و مشكلات بين خودتان را كم اهميت خواهيد شمرد.
آيا متوجه منظور من هستيد؟ اگر قبل از شناخت كمي به او اعتماد كنيد يا قبل از آن كه شناخت لازم و كافي از او به دست آوريد يا ميزان تعهدش را نسبت بهخودتان سنجيده باشيد وارد روابط بسيار نزديكي با او شويد، آن گاه نا چار خواهيد بود كه مشكلات بين خودتان را كوچك جلوه دهيد يا نظر تان را در باره او تغيير دهيد و بهاصطلاح حرف خودتان را پس بگيريد و وارد مرحلهاي شويد كه به نوميدي و دلسردي دائمي گرفتارمي شويد و متأسفانه زماني متوجه خواهيد شد انتخابتان يك اشتباه محض بوده كه ديگر خيلي دير شده و كار از كار گذشته است. 
رابطه، با شناخت شروع ميشود و اين شناخت شماست كه ساير عوامل مؤثر در روابط را تحت كنترل خود ميگيرد. شناخت شما از ديگري با وسيعتر شدن دامنه روابط و مناسبات متقابل و كسب تجارب مختلف از يكديگر، به تدريج و به مرور زمان عمق بيشتري مييابد.
اين نكته مهم است كه متوجه نحوه بر خورد كسي كه قرار است به عنوان همسرتان انتخاب كنيد در موقعيتهاي مختلف باشيد: مثلا اينكه رفتارش با دوستان، اعضاي خانواده، روساي ادارهاش، همكاران، غريبهها و بچهها چگونه است.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 16:1 توسط حامی |